ریسک‌پذیری در کسب‌وکار: نقش پاداش‌جویی و احتیاط در شخصیت

ریسک‌پذیری در کسب‌وکار: نقش پاداش‌جویی و احتیاط در شخصیت

ریسک‌پذیری در کسب‌وکار فقط به جسارت وابسته نیست؛ حساسیت فرد به پاداش و احتیاط او در برابر زیان هم نقش دارد. شناخت این دو گرایش به شما کمک می‌کند تصمیم‌های مالی و مدیریتی را آگاهانه‌تر بسنجید. هیچ سطحی از ریسک‌پذیری به‌تنهایی درست یا غلط نیست.

اگر در آستانه‌ی یک تصمیم پرریسک هستید، یا فقط می‌خواهید بدانید چرا بعضی مدیران با فرصت‌های تازه راحت‌ترند و بعضی محتاط‌تر، این مطلب برای شماست. تست شخصیت گری ویلسون مستر کوچ پرسشنامه‌ای برای سنجش واکنش فرد به پاداش، تنبیه و تهدید است و می‌تواند یکی از راه‌های شناخت همین گرایش‌ها باشد. در ادامه با زبان ساده می‌بینیم ریسک‌پذیری از کجا می‌آید.

ریسک‌پذیری در کسب‌وکار یعنی چه؟

ریسک‌پذیری در کسب‌وکار یعنی تمایل به پذیرفتن احتمال زیان در برابر امکان رسیدن به یک نتیجه‌ی مطلوب. این تمایل فقط یک عدد یا یک ویژگی ثابت نیست؛ به موقعیت، اطلاعات و تجربه هم بستگی دارد.

برای مثال، فرض کنید صاحب یک کارگاه کوچک باید تصمیم بگیرد خط تولید تازه‌ای راه بیندازد یا نه. یک نفر ممکن است بیشتر به فرصت فکر کند و نفر دیگر بیشتر به هزینه‌ی احتمالی. هر دو نگاه قابل فهم است و هیچ‌کدام خودبه‌خود درست یا غلط نیست.

در گفت‌وگوهای روزمره، ریسک‌پذیری را اغلب با «شجاعت» یکی می‌گیرند و ریسک‌گریزی را با «ترس». اما این تصویر ساده‌ای است. آنچه در عمل تصمیم را شکل می‌دهد، ترکیبی از چند گرایش است که در ادامه به دو مورد مهم آن می‌رسیم.

حساسیت به پاداش چه نقشی دارد؟

حساسیت به پاداش یعنی اینکه هر فرد تا چه اندازه تحت تأثیر فرصت‌ها و نتایج مطلوب قرار می‌گیرد. در نظریه‌ی گری، سیستمی به نام «سیستم فعال‌سازی رفتاری» به پاداش پاسخ می‌دهد و فرد را به سمت فرصت‌ها و هدف‌ها می‌کشاند.

وقتی این واکنش پررنگ‌تر باشد، ممکن است فرد فرصت‌های تازه را جذاب‌تر ببیند و راحت‌تر وارد آن‌ها شود. در کسب‌وکار، این می‌تواند به شکل استقبال از بازار جدید یا شروع سریع یک پروژه دیده شود.

اما این فقط یک گرایش است، نه حکم قطعی. حساسیت بالا به پاداش لزوماً به معنای ریسک‌پذیری بالا نیست، چون احتیاط و شرایط هم همزمان اثر می‌گذارند. هیچ ادعای قطعی درباره‌ی اینکه چنین فردی «حتماً» ریسک می‌کند، درست نیست.

احتیاط و بازداری چه نقشی دارد؟

احتیاط یعنی گرایش به سنجیدن و مکث در برابر احتمال زیان. در نظریه‌ی گری، «سیستم بازداری رفتاری» در برابر تنبیه و تعارض احتیاط ایجاد می‌کند؛ یعنی وقتی یک فرصت جذاب و یک نگرانی همزمان پیش می‌آید، فرد را به مکث و سنجیدن بیشتر می‌برد.

در کسب‌وکار، این احتیاط ممکن است به شکل بررسی دوباره‌ی قرارداد، گرفتن مشورت پیش از تصمیم مهم یا ترجیح گام‌های کوچک‌تر دیده شود. این رفتار ضعف نیست؛ در بسیاری از موقعیت‌ها از زیان‌های پرهزینه جلوگیری می‌کند. ممکن است فقط در بعضی موقعیت‌ها باعث شود فرصت دیرتر دیده شود.

اینکه فشار و استرس چگونه روی این واکنش‌ها اثر می‌گذارد، موضوع جداگانه‌ای است. اگر دوست دارید این مسیر را هم بخوانید، مطلب واکنش به فشار و استرس را ببینید.

ترکیب پاداش‌جویی و احتیاط چگونه است؟

هیچ‌کس فقط پاداش‌جو یا فقط محتاط نیست. هر فرد ترکیبی از این دو است، و شکل این ترکیب در تصمیم‌های کسب‌وکار دیده می‌شود. جدول زیر چند ترکیب فرضی را نشان می‌دهد:

گرایش نمود در تصمیم کسب‌وکار (مثال فرضی) نکته‌ی احتیاطی
پاداش‌جویی پررنگ‌تر استقبال از فرصت‌های تازه و شروع سریع پروژه‌ها ممکن است برخی هزینه‌ها دیرتر دیده شوند
احتیاط پررنگ‌تر بررسی دقیق، مشورت و ترجیح گام‌های کوچک ممکن است فرصت دیرتر یا کمتر دیده شود
هر دو پررنگ کشمکش بین هیجان فرصت و نگرانی از زیان تصمیم ممکن است زمان بیشتری ببرد
هر دو ملایم‌تر تصمیم‌گیری آرام‌تر و کمتر وابسته به پاداش یا زیان بهتر است معیارهای تصمیم از قبل روشن باشد

این جدول یک نقشه‌ی ساده است، نه دسته‌بندی قطعی افراد. هر فرد در موقعیت‌های مختلف می‌تواند الگوی متفاوتی نشان دهد.

تأثیر شخصیت بر تصمیم‌گیری

شخصیت فقط یکی از عوامل مؤثر بر تصمیم است، نه همه‌ی ماجرا. تجربه، اطلاعات، فشار زمانی و شرایط بازار هم نقش دارند. برای نگاه کلی‌تر به این موضوع، مطلب تأثیر شخصیت بر تصمیم‌گیری را بخوانید.

چطور ریسک را آگاهانه‌تر بسنجیم؟

برای سنجیدن بهتر ریسک، چند گام عمومی کمک می‌کند. این گام‌ها توصیه‌ی مالی نیستند و فقط به منظم‌تر فکر کردن کمک می‌کنند:

  1. بدترین حالت محتمل را بنویسید. ببینید اگر نتیجه آن‌طور که انتظار دارید نشد، چه اتفاقی می‌افتد.
  2. بپرسید تحمل‌اش را دارید یا نه. اگر بدترین حالت قابل تحمل نیست، یعنی باید بیشتر فکر کنید.
  3. اطلاعات لازم را جمع کنید. تصمیم بر پایه‌ی حدس را با داده‌ی در دسترس مقایسه کنید.
  4. یک نظر مستقل بگیرید. برای دیدن زاویه‌ای که ممکن است از آن غافل شده باشید.
  5. اگر می‌شود، کوچک شروع کنید. گام‌های کوچک‌تر و برگشت‌پذیرتر، هزینه‌ی اشتباه را کم می‌کنند.
  6. بعداً مرور کنید. ببینید تصمیم‌های ریسکی گذشته‌تان چه شد و چه الگویی دارند.

برای تصمیم‌های مالی مهم، با مشاور مالی یا متخصص مربوط مشورت کنید؛ این مطلب جای مشاوره‌ی مالی را نمی‌گیرد.

شناخت گرایش‌های خود

شناخت گرایش‌هایتان از این شروع می‌شود که ببینید در موقعیت‌های مشابه معمولاً چه می‌کنید: بیشتر به فرصت نگاه می‌کنید یا به زیان؟ سریع جلو می‌روید یا مکث می‌کنید؟ این پرسش‌ها پاسخ درست یا غلط ندارند و فقط تصویر روشن‌تری از الگوی شما می‌دهند.

اگر می‌خواهید این گرایش‌ها را به‌صورت ساختاریافته ببینید، می‌توانید با سنجش گرایش‌های خود با تست آغاز کنید. این تست تشخیص بالینی نیست و ابزار خودشناسی است؛ نتیجه‌ی آن نقطه‌ی شروع گفت‌وگو با خودتان است، نه معیار نهایی برای یک تصمیم مالی یا مدیریتی. اگر نگرانی ادامه‌دار یا آسیب‌زا دارید، با روان‌شناس یا مشاور متخصص مشورت کنید. برای پرسش درباره‌ی تست هم می‌توانید با تیم مستر کوچ تماس بگیرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

تمامی تست های شخصیت

تست MBTI رایگان آنلاین | تحلیل تیپ شخصیتی MBTI

فهرست مطالب

تست هالند رایگان آنلاین | کشف شغل و مسیر حرفه‌ای مناسب

تست هالند

مدت زمان : 5دقیقه

تست MBTI رایگان آنلاین | تحلیل تیپ شخصیتی MBTI

تست شخصیت MBTI

مدت زمان : 5دقیقه

تست دیسک (DISC) رایگان آنلاین | تحلیل تیپ شخصیتی و رفتاری

تست شخصیت دیسک

مدت زمان : 5دقیقه

همه تست ها

آخرین مطالب وبلاگ